ملاغلام علی، شاهد عینی جنایات عبدالرحمان

ملاغلام علی کربلائی دره صوفی (۱۲۴۹-۱۳۷۳ه.ش) از معدود عالمان دینی روزگارش بود که با چشم خود جنایات عبدالرحمان خان و حوادث پس از آن را دیده بود و یکی از کسانی بود که در جرگه پغمان حضور داشت و در راستای لغو بردگی هزاره‌ها تلاش کرد.

  • محمد نایب‌علی توسلی
  • ۱۷ جدی ۱۴۰۲
  • ۹:۰۵ ق.ظ

ملاغلام علی کربلایی

ملاغلام علی کربلایی دره صوفی (۱۲۴۹-۱۳۷۳ه.ش) از معدود عالمان دینی روزگارش بود که با چشم خود جنایات عبدالرحمان خان و حوادث پس از آن را دیده بود و یکی از کسانی بود که در جرگه پغمان حضور داشت و در راستای لغو بردگی هزاره‌ها تلاش کرد. این نوشته به زندگی پرماجرای وی می‌پردازد:

تولد و تحصیلات ملاغلام علی کربلایی

ملاغلام علی کربلایی، فرزند میر کلب علی رضا، در سپیده دم ۱۲جوزا سال ۱۲۴۹ه.ش در قریه بادآسیاب دیوال قل ولسوالی بهسود، از توابع ولایت میدان وردک دیده به جهان گشود.

ملاغلام علی دروس ابتدایی و سواد خواندن و نوشتن و دروس مقدماتی علوم دینی را در زادگاهش در فرا گرفت که در سراسر هزارستان از جمله در منطقه بهسود جنگ عبدالرحمان خان علیه مردم هزاره در جریان بود.

بازمانده‌ای از فاجعه بهسود

ملا غلام علی، در سال۱۲۷۰ه.ش برابر با ۱۸۹۱م، به اسارت و بردگی دژخیمان زمان درآمد. او در این اسارت خود با چشم سر، کشته های مردان و زنان هزاره را که کنار هم تلنبار شده بودند دید. او همراه با زنان و کودکان اسیر هزاره با پای پیاده از بهسود تا کابل را در حالی طی کرد که همگی با غل و زنجیر بسته شده بودند. او مدت بعد که از زنجیر و اسارت رهایی یافت به منطقه علیسای کاپیسا رفت و بخشی از علوم دینی را در نزد علمای اهل سنت این منطقه فرا گرفت.

وی خود در این باره گفته است: در جریان تحصیل، در منطقه علیسای تگاب کاپیسا بودیم، آتش فتنه امیر وقت، کم کم رو به خاموشی گرائید. من درآن زمان، جوان بودم و پس از گذشت چندین سال اسارت و مهاجرت، واپس به بهسود زمین در حالی رفتم که در وطن اجدادی ام نام و نشانی از خانه و کاشانه باقی نمانده بودند.

ملا غلام‌علی کربلایی در سال۱۲۸۰ه.ش روانه مِلک ترکستان زمین شد و در دره صوف، ساکن ماندگار شد. مردم محل از ملا غلام علی دعوت می نماید، تا برای فرزندان شان درس دینی بگوید و در عوض درس گفتن، زمنیی در در منطقه اَورِی¬کُول پای¬کوتل قلا در مرکز دره صوف برای می‌دهند تا در آن خانه‌ای برای خویش بنا سازد.

تاسیس نخستین مدرسه دینی پس از ستم عبدالرحمان خانی در هزارستان توسط ملاغلام علی کربلائی

ملا غلام علی همراه با آیت الله حاج شیخ میرزا حسین (آخوند حاجی) برای نخستین بار پس از ویرانی‌هایی که عبدالرحمان خان در هزارستان به وجود آورده بود، نخستین مدرسه دینی را در منطقه سرولنگ ساخت. این مدرسه تا کنون بیش از یک قرن است که محل تربیت شاگردان بسیار در هزارستان بوده است و از سراسر هزاره‌جات محصلان علوم دینی در این مدرسه درس خوانده اند.

دادخواهی قربانیان جنایت عبدالرحمان نزد مراجع تقلید توسط ملاغلام علی کربلایی

ملا غلام علی کربلایی در یکی از نوشته‌هایش می‌گوید که او همراه با ملا محمد افضل ارزگانی صاحب کتاب «المختصرالمنقول در تاریخ هزاره و مغول» نزد میرزای شیرازی رفته و جنایات عبدالرحمان علیه شیعیان را به اطلاع وی رسانده است. در پی همین مساله، میرزای شیرازی با وزارت خارجه ایران تماس گرفت و نسبت به کشتار شیعیان در افغانستان اعتراض کرد و دستور داد که به حاکمان انگلیسی هندوستان آن زمان بگویند که از قتل عام شیعیان در افغانستان جلوگیری کنند. زیرا عبدالرحمان خان مزدور انگلیسی‌ها است و اگر انگلیسی‌ها بخواهند دست از کشتار بر می‌دارد.

اشتراک در جرگه منعقده پغمان

ملاغلام علی به نمایندگی از مردم ترکستان همراه غلام نبی بیک فرقه مشر در جرگه مشهور پغمان که توسط امان الله خان در سال ۱۳۰۳ برگزار شد، اشتراک کردند. او و دیگر نمایندگان مردم هزاره در این جرگه فرمان لغو بردگی هزاره‌های اسیرشده دوران عبدالرحمان خان جابر را از امان الله خان گرفتند.

الغاء نظام بردگی، از همان آغاز، مورد استقبال گردم مردم قرار گرفت و همه از آن به نیکی یاد کردند. از جمله خوانین هزاره در جرگه کبیره منعقده ای پغمان، ملاغلام رضابیگ، ملانورمحمد و ملا غلام علی کربلایی از این امر استقبال کردند از امان الله خان قدردانی کردند.

در وادی تبلیغ

ملاغلام علی، روحانی فعال و مبارز و دوراندیش بود، او همیشه در منبر تبلیغ قرار داشت و سعی می کرد، در سخنرانی ها، بابیان شیوا و جذابش، مسائل اساسی، مشکلات و عقب ماندگی‌های جامعه را، ریشه یابی نماید، به دلیل برخورداری از هوش و ذکاوت بالای اجتماعی و درک شرایط عصر و زمانه خویش، توانست جایگاه و موقعیت خاصی را، درمیان مردم کسب نموده و مصدر خدمت قرار بگیرد

ملا محمد ملک مبلغ روی دوآب، می گوید: ملاغلام علی در فن خطابه، زمان شناس، مخاطب شناس و متناسب با سطح افکار مخاطبین، سخنرانی می کرد. او داستانها ومثالهای مستدل، برای تفهیم مطالب، نقل می¬نمود، در خطابه، در داخل کشور بی¬نظیر و در خارج کشور کم نظیر بود. او در حوزه علمیه نجف اشرف، در حضور جمعی از علماء و مرجع تقلید آیت الله حکیم، سخنرانی کرد.

خدمات علمی و فرهنگی ملاغلام علی کربلایی

ملاغلام علی با کمک مردم در جاهای مختلف، مراکز علمی، مساجد وتکیه خانه ها را تهداب و پایه گزاری کرد که قرار ذیل است:

۱- مدرسه دینی سرولنگ دره صوف-سمنگان

۲- مدرسه دینی دولت آباد- بلخ

۳- مدرسه دینی رشک بهسود- وردک

۴- مدرسه دینی جنگغلی پشت بند-بغلان

۵- مدرسه دینی نیک یکاولنگ- بامیان

۶- مسجد و حسینیه سیاه دره یکاولنگ- بامیان

۷- مسجد و حسینیه چنداول- کابل

۸- مسجد و حسینیه سرغازی سیغان- بامیان

۹- مسجد و حسینیه در آجر کهمرد- بامیان

۱۰- مسجد و حسینیه آق چشمه – پشت بند بغلان

۱۱- مسجد و حسینیه در پشت قشلاق بهسودی های سرولنگ (منبر غریب)

۱۲- مسجد و حسینیه خواجه بلند بهسود، دره صوف-سمنگان

۱۳- مسجد راه برا – خواجه بلند بهسود، دره صوف-سمنگان

۱۴- مسجد و حسینیه لالیا- نوامد، دره صوف-سمنگان

۱۵- مسجد و حسینیه دالان بوینه قره-بلخ

۱۶- مسجد و حسینیه پل برق بوینه قره- بلخ

۱۷- مسجد و حسینیه شانجیر چهارکنت-بلخ

ملاغلام علی کربلایی، فرهنگ مسجد و مدرسه سازی را همیشه در ذهن داشت و هر وقت جایی به مسافرت می کرد، در دهی و روستایی می رسید، که مسجد نداشت، نظر به تراکم جمعیت، مردم را تشویق به ساخت مدرسه و مسجد می نمود.

وفات ملاغلام علی کربلایی

ملاغلام علی سرانجام در سال ۱۳۷۳ه.ش در سن ۱۲۴سالگی پس از سال‌های متمادی تلاش و مبارزه چشم از جهان فرو بست و در منطقه خواجه بلند بهسود دره صوف به خاک سپرده شد.

ملاغلام علی، شاهد عینی جنایات عبدالرحمان

ملاغلام علی، شاهد عینی جنایات عبدالرحمان

ملاغلام علی کربلائی دره صوفی (۱۲۴۹-۱۳۷۳ه.ش) از معدود عالمان دینی روزگارش بود که با چشم خود جنایات عبدالرحمان خان و حوادث پس از آن را دیده بود و یکی از کسانی بود که در جرگه پغمان حضور داشت و در راستای لغو بردگی هزاره‌ها تلاش کرد.

  • محمد نایب‌علی توسلی
  • ۱۷ جدی ۱۴۰۲
  • ۹:۰۵ ق.ظ
  • بدون نظر

ملاغلام علی کربلایی

ملاغلام علی کربلایی دره صوفی (۱۲۴۹-۱۳۷۳ه.ش) از معدود عالمان دینی روزگارش بود که با چشم خود جنایات عبدالرحمان خان و حوادث پس از آن را دیده بود و یکی از کسانی بود که در جرگه پغمان حضور داشت و در راستای لغو بردگی هزاره‌ها تلاش کرد. این نوشته به زندگی پرماجرای وی می‌پردازد:

تولد و تحصیلات ملاغلام علی کربلایی

ملاغلام علی کربلایی، فرزند میر کلب علی رضا، در سپیده دم ۱۲جوزا سال ۱۲۴۹ه.ش در قریه بادآسیاب دیوال قل ولسوالی بهسود، از توابع ولایت میدان وردک دیده به جهان گشود.

ملاغلام علی دروس ابتدایی و سواد خواندن و نوشتن و دروس مقدماتی علوم دینی را در زادگاهش در فرا گرفت که در سراسر هزارستان از جمله در منطقه بهسود جنگ عبدالرحمان خان علیه مردم هزاره در جریان بود.

بازمانده‌ای از فاجعه بهسود

ملا غلام علی، در سال۱۲۷۰ه.ش برابر با ۱۸۹۱م، به اسارت و بردگی دژخیمان زمان درآمد. او در این اسارت خود با چشم سر، کشته های مردان و زنان هزاره را که کنار هم تلنبار شده بودند دید. او همراه با زنان و کودکان اسیر هزاره با پای پیاده از بهسود تا کابل را در حالی طی کرد که همگی با غل و زنجیر بسته شده بودند. او مدت بعد که از زنجیر و اسارت رهایی یافت به منطقه علیسای کاپیسا رفت و بخشی از علوم دینی را در نزد علمای اهل سنت این منطقه فرا گرفت.

وی خود در این باره گفته است: در جریان تحصیل، در منطقه علیسای تگاب کاپیسا بودیم، آتش فتنه امیر وقت، کم کم رو به خاموشی گرائید. من درآن زمان، جوان بودم و پس از گذشت چندین سال اسارت و مهاجرت، واپس به بهسود زمین در حالی رفتم که در وطن اجدادی ام نام و نشانی از خانه و کاشانه باقی نمانده بودند.

ملا غلام‌علی کربلایی در سال۱۲۸۰ه.ش روانه مِلک ترکستان زمین شد و در دره صوف، ساکن ماندگار شد. مردم محل از ملا غلام علی دعوت می نماید، تا برای فرزندان شان درس دینی بگوید و در عوض درس گفتن، زمنیی در در منطقه اَورِی¬کُول پای¬کوتل قلا در مرکز دره صوف برای می‌دهند تا در آن خانه‌ای برای خویش بنا سازد.

تاسیس نخستین مدرسه دینی پس از ستم عبدالرحمان خانی در هزارستان توسط ملاغلام علی کربلائی

ملا غلام علی همراه با آیت الله حاج شیخ میرزا حسین (آخوند حاجی) برای نخستین بار پس از ویرانی‌هایی که عبدالرحمان خان در هزارستان به وجود آورده بود، نخستین مدرسه دینی را در منطقه سرولنگ ساخت. این مدرسه تا کنون بیش از یک قرن است که محل تربیت شاگردان بسیار در هزارستان بوده است و از سراسر هزاره‌جات محصلان علوم دینی در این مدرسه درس خوانده اند.

دادخواهی قربانیان جنایت عبدالرحمان نزد مراجع تقلید توسط ملاغلام علی کربلایی

ملا غلام علی کربلایی در یکی از نوشته‌هایش می‌گوید که او همراه با ملا محمد افضل ارزگانی صاحب کتاب «المختصرالمنقول در تاریخ هزاره و مغول» نزد میرزای شیرازی رفته و جنایات عبدالرحمان علیه شیعیان را به اطلاع وی رسانده است. در پی همین مساله، میرزای شیرازی با وزارت خارجه ایران تماس گرفت و نسبت به کشتار شیعیان در افغانستان اعتراض کرد و دستور داد که به حاکمان انگلیسی هندوستان آن زمان بگویند که از قتل عام شیعیان در افغانستان جلوگیری کنند. زیرا عبدالرحمان خان مزدور انگلیسی‌ها است و اگر انگلیسی‌ها بخواهند دست از کشتار بر می‌دارد.

اشتراک در جرگه منعقده پغمان

ملاغلام علی به نمایندگی از مردم ترکستان همراه غلام نبی بیک فرقه مشر در جرگه مشهور پغمان که توسط امان الله خان در سال ۱۳۰۳ برگزار شد، اشتراک کردند. او و دیگر نمایندگان مردم هزاره در این جرگه فرمان لغو بردگی هزاره‌های اسیرشده دوران عبدالرحمان خان جابر را از امان الله خان گرفتند.

الغاء نظام بردگی، از همان آغاز، مورد استقبال گردم مردم قرار گرفت و همه از آن به نیکی یاد کردند. از جمله خوانین هزاره در جرگه کبیره منعقده ای پغمان، ملاغلام رضابیگ، ملانورمحمد و ملا غلام علی کربلایی از این امر استقبال کردند از امان الله خان قدردانی کردند.

در وادی تبلیغ

ملاغلام علی، روحانی فعال و مبارز و دوراندیش بود، او همیشه در منبر تبلیغ قرار داشت و سعی می کرد، در سخنرانی ها، بابیان شیوا و جذابش، مسائل اساسی، مشکلات و عقب ماندگی‌های جامعه را، ریشه یابی نماید، به دلیل برخورداری از هوش و ذکاوت بالای اجتماعی و درک شرایط عصر و زمانه خویش، توانست جایگاه و موقعیت خاصی را، درمیان مردم کسب نموده و مصدر خدمت قرار بگیرد

ملا محمد ملک مبلغ روی دوآب، می گوید: ملاغلام علی در فن خطابه، زمان شناس، مخاطب شناس و متناسب با سطح افکار مخاطبین، سخنرانی می کرد. او داستانها ومثالهای مستدل، برای تفهیم مطالب، نقل می¬نمود، در خطابه، در داخل کشور بی¬نظیر و در خارج کشور کم نظیر بود. او در حوزه علمیه نجف اشرف، در حضور جمعی از علماء و مرجع تقلید آیت الله حکیم، سخنرانی کرد.

خدمات علمی و فرهنگی ملاغلام علی کربلایی

ملاغلام علی با کمک مردم در جاهای مختلف، مراکز علمی، مساجد وتکیه خانه ها را تهداب و پایه گزاری کرد که قرار ذیل است:

۱- مدرسه دینی سرولنگ دره صوف-سمنگان

۲- مدرسه دینی دولت آباد- بلخ

۳- مدرسه دینی رشک بهسود- وردک

۴- مدرسه دینی جنگغلی پشت بند-بغلان

۵- مدرسه دینی نیک یکاولنگ- بامیان

۶- مسجد و حسینیه سیاه دره یکاولنگ- بامیان

۷- مسجد و حسینیه چنداول- کابل

۸- مسجد و حسینیه سرغازی سیغان- بامیان

۹- مسجد و حسینیه در آجر کهمرد- بامیان

۱۰- مسجد و حسینیه آق چشمه – پشت بند بغلان

۱۱- مسجد و حسینیه در پشت قشلاق بهسودی های سرولنگ (منبر غریب)

۱۲- مسجد و حسینیه خواجه بلند بهسود، دره صوف-سمنگان

۱۳- مسجد راه برا – خواجه بلند بهسود، دره صوف-سمنگان

۱۴- مسجد و حسینیه لالیا- نوامد، دره صوف-سمنگان

۱۵- مسجد و حسینیه دالان بوینه قره-بلخ

۱۶- مسجد و حسینیه پل برق بوینه قره- بلخ

۱۷- مسجد و حسینیه شانجیر چهارکنت-بلخ

ملاغلام علی کربلایی، فرهنگ مسجد و مدرسه سازی را همیشه در ذهن داشت و هر وقت جایی به مسافرت می کرد، در دهی و روستایی می رسید، که مسجد نداشت، نظر به تراکم جمعیت، مردم را تشویق به ساخت مدرسه و مسجد می نمود.

وفات ملاغلام علی کربلایی

ملاغلام علی سرانجام در سال ۱۳۷۳ه.ش در سن ۱۲۴سالگی پس از سال‌های متمادی تلاش و مبارزه چشم از جهان فرو بست و در منطقه خواجه بلند بهسود دره صوف به خاک سپرده شد.

محدودیت های اقدام گروه طالبان بر مکاتب .کتب فارسی زبانان

محدودیت های اقدام گروه طالبان بر مکاتب .کتب فارسی زبانان

مکتوب وزارت تحصیلات عالی طالبان به دانشگاه‌های خصوصی

محدودیت­های گروه طالبان از زمان تسلط دوباره بر افغانستان، علیه هزاره­ها(شیعیان) در تازه ترین اقدامات دستور جمع­آوری کتاب­های درسی فقه جعفری درطی فرمان وزارت تحصیلات عالی طالبان به دانشگاه‌های خصوصی آمده است: «هدایت داده که کتابخانه‌ها تمام نهادهای تحصیلی خصوصی در افغانستان را تصفیه کنید، تمام­کتاب‌هایی­که مخالف فقه حنفی، سیاسی وکتاب‌هایی­که مشکلات عقیدتی ایجاد می‌کنند، را از کتابخانه‌ها جمع کرده و به جای آن‌ها کتاب‌های سیرت نبوی جایگزین­کنید. وزارت تحصیلات عالی طالبان ذریعه مکتوب نمبر469-311مورخ 23/9/1402به ریاست دعوت وارشاد مدیریت اجرائیه عمومی به امضا مولوی شیخ شاکرالله وحدت صادره شده، در طی یک مکتوب به ریاست اطلاعات وفرهنگ ولایت بامیان هدایت داده تا کتب مکاتب مذکور الی ختم رسمیات روز پنجشنبه طی فرمان نمبر1535 مورخ ۲۸/۱۱/۱۴۴۵ جمع­آوری شود.

گروه طالبان محدویت­های فرهنگی علیه زبان و فرهنگ فارسی، در مرز اسلام قلعه از ورود هرگونه کتاب چاپ ایران با هر موضوع و محتوایی که باشد، جلوگیری می­کنند. به گفته‌ی زواران، طالبان در مرز اسلام قلعه، حتی قرآن چاپ ایران را جمع‌آوری و ضبط­کرده‌اند.طالبان پیش از این، کتب دعا، مُهر وکفن زائران کربلا را نیز جمع‌آوری و به آتش کشیدند. وزارت اطلاعات وفرهنگ معینیت امورنشرات کمسیون کتاب لیست ۴۰۰ عنوان کتاب را در مرحله اول در اختیار کتاب‌فروشی­های کابل گذاشت و فروش آنرا منع کردند و پس از آن ریاست اطلاعات و فرهنگ طالبان در ولایت دایکندی، اقدام به جمع‌آوری کتاب­های ممنوعه از جانب این گروه کردند و در ولایت غزنی درب کتابخانه انقلاب اسلامی را در ولسوالی جاغوری بستند و کتاب‌های اعتقادی اهل تشیع را با خود بردند. عبدالقیوم استاد دانشگاه کابل، این اقدام طالبان را ستیز علنی با زبان فارسی است، بل­که دشمنی با علم نیز محسوب می­شود وکتاب علمی به زبان پشتو وجود ندارد که دانشجویان مطالعه کنند. طالبان غیر از زبان پشتو دیگر زبان­ها را قبول ندارند اما این را نمی­دانند که حتی یک منبع علمی در زبان پشتو وجود ندارد، کتاب­هایی را که آنان درزبان پشتو خوانده اند جز خان‌سالاری و برادرکشی محتوایی نداشته است. محتوای کتاب‌های ممنوع شده از سوی طالبان قرار ذیل­اند:

-کتاب‌ها درباره‌ باورهای اهل­تشیع؛

-کتاب‌ها درباره‌ حکومت‌داری مدرن؛

-کتاب‌ها درباره‌ جامعه شناسی اجتماعی و دینی؛

-کتاب‌ها درباره‌ی چهره‌های سیاسی؛

-کتاب‌ها درباره‌ دموکراسی وآزادی­های سیاسی و اجتماعی؛

-کتاب‌ها درباره‌ هنرها، به‌شمول نقاشی؛

-کتاب‌های رمان و شعر است.

مبایع:

https://fa.shafaqna.com/news/ شفقنا افغانستان

https://www.jomhornews.com/fa/news/ خبرگزاری جمهوری

https://www.khabaronline.ir/ خبر

https://amu.tv/fa/- آمو

پیک ونوید بهاری، ازراه می‌رسد

پیک ونوید بهاری، ازراه می‌رسد

چه جمله زیبا و هزارگی به معنای"نم نم باران، باران در حال آمدن است"

است. این جمله تصویری آرام‌بخش از هوای بارانی و بوی خوش طبیعت زمین ترشده را به ذهن می‌آورد.

حس و مفهوم

- احساس آرامش: تداعی‌کننده‌ی لحظات آرامش‌بخش و نوستالژیک است.

- طبیعت و طراوت: بوی باران معمولاً احساسی از تازگی و نو شدن سال را به همراه دارد.

اهمیت بوی باران در فرهنگ‌ما

بوی باران، که اغلب به عنوان (پتریکور) شناخته می‌شود، در بسیاری از فرهنگ‌ها و جوامع جایگاه ویژه‌ای دارد. این بو که پس از بارش باران روی خاک خشک ایجاد می‌شود، حس تازگی و آرامش را به همراه دارد و در ادبیات، اساطیر و حتی علم، مورد توجه قرار گرفته است.

در فرهنگ هزارگی

در فرهنگ هزارگی، باران و بوی آن نمادی از (طراوت، پاکی و تجدید حیات) است. باران در ادبیات هزارگی نیز جایگاه برجسته‌ای دارد و اغلب به عنوان نشانه‌ای از خیر، برکت و رحمت الهی توصیف می‌شود. بوی خاک پس از باران نیز در نوشته‌ها و اشعار مولاناشاکربلخی به عنوان لحظه‌ای دلنشین و آرامش‌بخش یاد شده است.

(بوی عشق یار می‌دهد کوهسار بلخ/این نگهت برین است از روزگار بلخ )

نم نم باران در فرهنگ‌ها

در بسیاری از فرهنگ‌های دیگر نیز بوی باران اهمیت دارد:

- در فرهنگ‌ بومی هزارگی، بوی باران اغلب به عنوان نشانه‌ای از فصل‌های بارانی و دهقانی موفق تلقی می‌شود.

- در ادبیات غربی، بوی باران گاهی به نوستالژی و خاطرات گذشته اشاره دارد.

- در علم، این بو به دلیل ترکیبات شیمیایی خاصی که توسط باکتری‌های خاک تولید می‌شود، مورد مطالعه قرار گرفته است.

نتیجه‌گیری

بوی باران نه تنها در فرهنگ‌ها، بل‌که در علم و طبیعت نیز جایگاه ویژه‌ای دارد و به عنوان نمادی از تازگی، آرامش و ارتباط انسان با طبیعت شناخته می‌شود. قدم زدند در هوایی بارانی دل به یاد چوپانی(خواجه بلندبهسود )می‌افتد، ببار باران که باریدن ثواب است/بچر گوسفند که چوپان در عذاب است.

دل به یاد اسطوره

امام نم نم باران بهاری شور وطراوت تازه را به انسان‌ها به ارمغان می آورد، از سوی دیگر قامت بخت هزارگی در این ماه یعنی (حوت) خمیده شکسته می‌شود، پیر پشمینه پوش امید صدها سال هزاره‌ها نیست و نابود می‌شود، هزاره‌ها در این ماه زانوی غم را در بغل گرفته به سوگ آن ابر مرد مخته کنان در گوشه خزیده به فکر فرداها می‌رود

یاهو...